ماماني سلام
توي مهموني (خونه مادر و پدر شوشو) همينطور روي صندلي نشسته بودم.
ناگهان يه چيزي مثل تپش، ضربه سمت چپ دلم احساس كردم. شك كردم اما باورم نميشد كه اين ضربه اي از كوچولوم باشه. بازم تكرار شد. ديگه مطمئن شدم خودتي. فرشته درون وجود من
حس عجيبي داشتم. فرشته من مامانش و صدا ميكنهههههههه 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماماني سلام
